پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - شبه جزيره ترديدها - ضیایی علی

شبه جزيره ترديدها
ضیایی علی

عربستان سعودي به عنوان بزرگ‌ترين توليدكننده نفت در جهان، همواره از اهميت بسياري در بررسي معادلات سياسي منطقه خاورميانه برخوردار بوده و يكي از كانون‌هاي توجه دنياي سرمايه داري غرب است. آنچه اين موقعيت را بسيار ممتاز نموده، قرار داشتن حرمين شريفين در اين كشور است‌كه در واقع مركز جهان اسلام و قبله‌گاه تمامي مسلمانان جهان در اين كشور قرار دارد.
گرايش بي‌چون و چراي سران اين شبه جزيره از فرامين دول غربي و به‌خصوص آمريكا، مسئله‌اي است كه همواره در دستور كار دولتمردان بزرگ غربي بوده و باعث ايجاد تغييرات حاكميتي در قرون اخير در اين كشور شده است.
مخالفت آشكار اين كشور در حمله آمريكا به عراق، مسئله‌اي است كه خشم سران كاخ سفيد را برانگيخته و روابط دو كشور را در مرحله بسيار حساسي قرار داده است. دولت‌مردان رياض كه روزي هم‌پيمان بزرگ آمريكا در منطقه‌خليج فارس محسوب مي‌شدند و حتي براي اثبات اين مسئله كه از طنين صداي «مرگ بر آمريكا» حجاج خانه خدا را به خاك و خون كشيدند، امروز در اطاعت از ايالات متحده با ترديد عمل كرده و سعي مي‌كنند تا استقلال سياسي خود را بيش از پيش حفظ نمايند.
از سوي ديگر اختلاف صاحب‌نظران سياسي در نوع نگرش ايالات متحده به آينده روابط با اعراب، به‌خصوص عربستان و مصر، خود نشان از بروز اختلافات عميق در ديدگاه‌هاي اين كشورهاست.
حمايت بي حد و حصر آمريكا از رژيم غاصب صهيونيستي و به بن بست رسيدن مذاكرات صلح خاورميانه، از مهم‌ترين عوامل تيرگي روابط اعراب و آمريكا است.
هنگامي كه توصيه گروهي ازمشاوران در واشنگتن مبني بر دشمن شمردن عربستان سعودي اعلام گرديد، اوج نگاه سياستمداران ايالات متحده به سوي اين كشور چرخيده و آنان را به بازنگري در روابط دو كشور واداشت. عربستان كه ساليان سال نقش يك عضو آمريكايي اپك را بازي نموده بود تا با افزايش توليد نفت، از افزايش قيمت آن در سطح جهاني و در راستاي سياست‌هاي ايالت متحده جلوگيري كند، اكنون به عنوان يك دشمن و خطر براي آينده آمريكا معرفي شده كه باعث حيرت سران رياض گرديده است.
گزينه ديگري كه اكنون در محافل سياسي مطرح شده و خشم سران آل سعود را برانگيخته، بحث تجزيه عربستان است. اگرچه اين مسئله به شوخي شباهت بيش‌تري دارد، ولي در واقع قسمتي از استراتژي جنگ رواني ايالات متحده عليه اين كشور است تا در نهايت بتواند به متقاعد شدن سعودي‌ها در كمك به حمله به عراق بينجامد. مبارزه با تعاليم ضد غربي وهابيون، تقسيم بزرگ‌ترين توليدكننده نفت، نفوذ در فرهنگ ضد آمريكاييِ در حال رشد در شبه‌جزيره حجاز و مسئله جانشيني امير عبداللّه را از بزرگ‌ترين اهداف اين طرح مي‌توان برشمرد. عربستان به عنوان بزرگ‌ترين توليدكننده نفت كه از توان بسيار بالايي در افزايش توليد نيز برخوردار است، در تعيين قيمت نفت بسيار مقتدر بوده و همواره با افزايش و يا كاهش توليد خوددر تعيين قيمت‌هاي جهاني بسيار مؤثر بوده است. حال كه سران اين كشور در حال تجربه جديدي در مخالفت جدي با ايالات متحده مي‌باشند، مي‌توانند به خطري بالفعل براي اقتصاد سرمايه‌داري امريكا محسوب شده، آينده دشواري را براي دنياي انرژي غرب به‌وجود آورند. لذا دولت‌مردان ايالات متحده از هم‌اكنون درصدد راه‌هاي مهار اين كشور برآمده تا با تسليم نمودن سران رياض، كشورهاي حوزه خليج فارس را نيز كه از ديگر توليدكننده‌هاي عمده نفت مي‌باشند، به تمكين وادار نمايند.
كاهش قيمت نفت جهت تثبيت قيمت در سطح ٢٤ دلار را مي‌توان اولين سرپيچي عربستان از سياست‌هاي امريكا كه همواره خواهان كاهش قيمت نفت بوده، برشمرد.
مخالفت قطعي سران رياض با استفاده امريكا از پايگاه‌هاي نظامي و خاك عربستان در حمله به عراق نيز جديدترين اين مخالفت‌هاست. پس از يك دوره سفرهاي ديپلماتيك و رايزني‌هاي سياسي، توفيقي در به‌دست آوردن رضايت اين كشور براي موافقت با حمله به عراق به‌دست نيامد و ايالات متحده را بر آن داشت تا با استفاده از افكار عمومي مردم امريكا و احساسات ضدتروريستي در اين جهت اقدام نمايد. ادعاي غرامت هزار ميليارد دلاري خسارت ديدگان امريكايي حوادث ١١ سپتامبر از دولت عربستان آن هم به بهانه اين كه ١١ نفر از ١٩ هواپيمارباي اين حوادث، عربستاني بوده‌اند، خود حيله‌اي در جهت به زانو درآوردن سران رياض به‌شمار مي‌آيد.
پادشاه عربستان، اكنون با مشكلات بسياري روبه‌روست: از سويي با توجه به كهولت سن در پي انتقال آرام قدرت در زمان حيات و يا بعد از مرگش به وليعهد مي‌باشد، و از سوي ديگر با مخالفان ضدامريكايي بسياري در داخل مواجه است، كه آينده خاندان آل سعود و فرمانبرداري آن‌ها را از امريكا با مشكل روبه‌رو نموده است.
همچنين سران آل سعود مي‌دانند كه ممكن است روزي خود قرباني شعار مبارزه با تروريسم امريكا شده و حاكميتشان به خطر بيفتد. تمام اين عوامل دست در دست هم داده، باعث شده كه اين كشور در برخورد با غرب و بحران‌هاي موجود در خاورميانه با احتياط بيشتري عمل كند و تا جاي ممكن ضمن حفظ وحدت ميان اعراب به گسترش روابط با ساير كشورها ازجمله ايران و روسيه بپردازد. پروژه نزديكي بيش از حد روابط با ايران ازحمله سياست‌هاي خارجي عربستان در جهت مقابله جدي با از بين رفتن آرامش خليج فارس و خاورميانه است.
بي‌گمان در اختيار قرار دادن پايگاه‌هاي عربستان جهت حمله نيروهاي نظامي امريكا به عراق آتش چاه‌هاي نفتي را شعله‌ور ساخته، باعث بروز جنگي خسارت‌بار براي منطقه خواهد شد.
هنوز خاطره آتش‌سوزي چاه‌هاي نفتي كويت و حمله عراق به برخي از شهرها و تأسيسات نفتي عربستان به فراموشي سپرده نشده است. بي‌گمان از بين رفتن تأسيسات نفتي رأس تنوره در عربستان و چاه‌ها و سكوهاي نفتي كويت و عدم توانايي عراق در صدور نفت بعد از حمله امريكا، عاملي است كه باعث بروز بحراني عظيم در صنعت نفت شده و قيمت‌ها را تا مرز ٤٠ دلار در بشكه بالا خواهد برد.
امروز وحشت سران رياض از مخالفان و ناراضيان داخلي كه افكار ضدغربي افراطي دارند و از بين رفتن وحدت دوباره جهان عرب كه به نفع رژيم صهيونيستي تمام خواهد شد، بيش‌تر از خطر صدام‌حسين بوده و آن‌ها را به مخالفت جدّي با امريكا در حمله به عراق واداشته است.
قدرت گرفتن شيعيان جنوب عراق و تشكيل حكومتي متمايل به جمهوري اسلامي ايران، تجربه عراق و واگذاري مناطق شمالي آن به تركيه از ديگر مواردي است كه باعث عدم موافقت سران حجاز با حمله به عراق شده است.
آنچه در نهايت بايد به آن توجه شود، بروز مشكلات اقتصادي دهه‌هاي اخير در عربستان است. رشد سرسام‌آور بيكاري، افزايش فاصله طبقاتي و عدم توجه جدّي به اقتصاد غيرنفتي، ضربه‌پذيري اين كشور را در قبال بروز بحران‌هاي سياسي و منطقه‌اي افزايش داده و ثبات قيمت نفت را براي آن‌ها حياتي نموده است. اگرچه در اثر بروز جنگ، قيمت نفت افزايش خواهد يافت، بي‌گمان صدور آن نيز با وقفه‌اي نسبتا طولاني روبه‌رو خواهد شد و حتي بعد از ورود نفت عراق در درازمدت باعث كاهش قيمت نفت تا مرز ١٢ دلار در هر بشكه مي‌گردد. لذا بروز اين جنگ و لشكركشي امريكا به عراق به هيچ وجه با منافع ملّي عربستان مطابقت نداشته، باعث خسارات جبران‌ناپذيري براي منطقه خاورميانه مي‌شود.